.خونه زندگی من..پارسا...خونه زندگی من..پارسا..، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

فندق برفی

داستانهای فندق و مامان بزرگش..

1391/12/2 13:36
78 بازدید
اشتراک گذاری

golپسرم سلام الان خوابیدی و مامانی وقت کرده این پست رو سریع بنویسه..از وقتی از بیمارستان مرخص شدیم اومدیم خونه ی مامان فرشته و گفته که تا ٤٠ نباید تنها باشی و ما رو نگه داشت..خجالت

تو به مامانی عادت کردی و هر روز بیشتر وابستش میشی.حتی شبها باهاش میخوابی..الان چند روزه که حاجی بابا پدر بزرگ من فوت کرده و مامان شبها هم منزل اونا میمونه و تو با من و بابا پیمان میمونی..از بس که وابسته ی مامان فرشته شدی شبها بیتابی میکنی وروزها هم همینطورلبخندامروز دلدرد داشتی و بیقراری میکردی من زنگ زدم مامانم اومد و تو را اروم کرد همینطوری شوکه شدم ..اون مادر بزرگه پسرم و من مامان هستماااا به خدااا..چشمکحمام هم رفتید با هم ..

دوستت دارم دلیل بودنم..پارسای من//12/1

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به فندق برفی می باشد