.خونه زندگی من..پارسا...خونه زندگی من..پارسا..، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 15 روز سن داره

فندق برفی

عکسهایی از این چند روزه ی پارسام..

سلام پارسا کوچولوی من قربونت برم مامانی..یه کم سرم شلوغه ب خاطر همین کمتر سر میزنم ب وبلاگت..امیدوارم دوستا و دوستای پارسای مامانی ببخشن.. یه کوچولو سرما خوردی و من درگیر مریضی تو هستم امیدو..زندگیم..ایشالا زوده زود خوب شی.. عید هم تموم شد پسرم امسال نفهمیدیم کی عید شد کی 13 ب در اومد..خیلی همه چی زود تموم شد..ولی ایشالا ک سال خوبی داریم همگی..چند تا عکس دارم که میزارم ببینی..همیشه دوستت داریم منو بابا پیمان.. تووی این چند روز هم که مهمونی میرفتیم تو رو زمین نمیزاشتن میخوردنت..عاشقتیییییییییییییم منو بابا..   ...
20 فروردين 1392

عید همه مباررررررررررک..

سلام ب همه ی دوستای پسر خوشکلم پارسا.. وعید همه مبارک بهار و سال خوبی داشته باشید همچنین مامانای دوستای پسرم پارسا.. خیلی خوشحالم چون امسال پارسا کنار منو باباش پیش سفره ی 7 سین بود..البته پارسایی شما لالا بودی و بابا پیمان همون لحظه ی دعای سال تحویل شما رو آورد نشستیم پیش هم خیلی خوب بود و دعا کردیم شمع روشن کردیم عیدی گرفتیم ..خلاصه عالیییییییییییی بود و عاشقتم جوجولوی مامان و بابا.. از فردای سال تحویل ما هر روز با هم رفتیم عید دیدنی و عید اول تو بود و همه تو رو میخوردن..البته اینو هم بگم که توووووووووو خوسولو از ما بیشتر عیدی گرفتیاااااااااااا من قبول ندارمااااا.. منو بابا دوستت داریم..چند تا عکس هم تووووی این چند ...
13 فروردين 1392

تب ...

سلام مامی جونم قربونت برم الهی. دیشب تب واکسن داشتی و من ترسیده ب ودم که یه وقت بیشتر نشه چون 39 درجه بودی.رفتیم با بابایی بیمارستان کودکان وخانوم دکتر بهت شیاف داد با شربت.. خلاصه این که تا صبح مردم و زنده شدم..من گریه میکردم به گریه ی تو..مامان فرشته هم گریه میکرد با ما.. الان تبت 38 درجه شده که ایشالا تا شب تموم بشه.و همه میگن عادیه. امشب شب عیده پسرم .. عیدت مبارک نفسم.عید اولته عمرو جونو نفس و روحم..شیرین پلوی من.بووووووووووووووووووووووووووووووووووووس.. امروز چهارشنبه سوری پارسا جونم اولین چهارشنبه سوریت مبارک شوکولاتم..بووووووووووووووووووووووس..دوستت دارم. ...
4 فروردين 1392

عید..

سلام پارسا جونم عقش مامانی شیرین شکر مامانی پشمک خوشمزه ی مامان سپیده عیدت مبارک. سال نو مبارک سال خوبی داشته باشی نفسی مامان.. الان 4 روزه که سال 1392 شده پارسا مامی..چند جا رفتیم عید دیدنی و شما اولین عیدت بوده که هستی و با ما همراه شدی..من هیچ وقت دوست ندارم ک عیدا بریم مسافرت..چون عید ب همین دید و بازدیداشه که خوبه..خاله اینا هم اومدن خونمون عید دیدنی.. امروز رفتیم خونه ی مامان بزرگ من و تو رو خوردنت عمه اینا..فردا هم میخواییم بریم اگه خدا بخواد خونه ی خاله ی بابا پیمان ..اونجا هم اولین باره که میبرمت..فکر کنم دختراش تو رو بخورن!!!!!!!!!!! دوستت دارم زندگیم .. چندتا از عکساتو که تووووی این چند روزه ازت گ...
4 فروردين 1392

چکاب ورود ب 3 ماهگی پسرم

سلام پسملکم امروز روز سختی هم برای من هم برای تو بود مامانی و همچنان هست تا خ.ب شی.صبح رفتیم قد و وزن انجام بدی و چکاب شی.که دکتر شما رو وزن کرد و گفت عالی هستی ب امید خدا.. وزنت=6کیلو گرم قدت=56سانت دور سر=39 بود عسیسم.. خیلی خوشحال شدم و دکتر راضی بود. ولی بعد از این که از اتاق اومدیم بیرون رفتیم اتاق بغلی برای واااااااااااااکسن مردم و زنده شدم پارسایی..خیلی لحظه ی سختیه مامانا میدونن.تازه از خواب بیدار شده بودی از بغل بابایی اومدی بغل من که شیر میخواستی و خانومه اول قطره ریخت تووووی دهانت و بعد روی رووووون راستت واکسن زد ولی تا اومدم جیغ و داد تو رو آروم کنم واکسن بعدی رو زد که دردش بیشتر بود بمیرم...
29 اسفند 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به فندق برفی می باشد