امروووووووووووووووز..
مامانی امروز مجبور بودم یه ٢ ساعتی بزارمت پیش مامان فرشته و خاله آیلین..

چون چند روز دیگه اساس کشی داریم پسرم..با بابا پیمان رفته بودیم وسایل رو جمع کنیم..
نصف کارامو انجام دادمیه کم دیگه مونده پارسا مامانیم...
خونه که بودم همه ی دلم پیشت بود فکرو ذکرم هم تو بودی..دیگه بابایی گفت برای امروز بسته من خوشحال شدم..تا قبل بارداریم و قبل زایمانم بیرون که میرفتیم دوست نداشتم زود بریم خونه ولی
الن تا میرم بیرون وقتی تو پیشم نیستی عجله دارم برم خونه..چند روز پیش با بابایی رفتم خرید عید انجام بدم نفهمیدم چی خریدم از بس هول بودم بیام خونه..قبل از رفتن شیر میدوووشم برات میزارم تا بلند که شدی جی جی داشته باشی پسر قند عسلم..دووووووست دارم هوااااااااااااااااااااااارتا..بوووس ماااچ..
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


امروووووووووووووووز..
