بعد از چله..
سلام مامانی دورت بگردم ایشالا
دیشب بعد از چند وقت وبعد ازچله ی تو اولین باری بود که با هم رفتیم بیرون..
منو پارسا و بابا پیمان..
خیلی ساکت بودی فندقیم..فکر نمیکردم اینقدر از بیرون خوشت بیااااااااد.این ور و اونور رو خیلی با دقت نگاه میکردی مامان
یه لحظه بابایی بغلت کرد گریه کردی بابایی شما رو زود داد بغل من ساکت شدی اون قدر خوشحاااااااااااااال شدم که مامانی هستی بابا خنده اش گرفته بود البته با یک مقدار حسسسودی!!!
ایشالا از این به بعد بیشتر با هم میریم بیرون..هوا هم داره کم کم رو به بهار میره و بیشتر به ما خوش میگذره..دوست دارم جیگرم..نفسم..هستی من..عمرو جونم..بوووس..

![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بعد از چله..
