چکاب ورود ب 3 ماهگی پسرم
سلام پسملکم 
امروز روز سختی هم برای من هم برای تو بود مامانی و همچنان هست تا خ.ب شی.صبح رفتیم قد و وزن انجام بدی و چکاب شی.که دکتر شما رو وزن کرد و گفت عالی هستی ب امید خدا..
وزنت=6کیلو گرم
قدت=56سانت
دور سر=39
بود عسیسم..
خیلی خوشحال شدم و دکتر راضی بود.
ولی بعد از این که از اتاق اومدیم بیرون رفتیم اتاق بغلی برای
واااااااااااااکسن
مردم و زنده شدم پارسایی..خیلی لحظه ی سختیه مامانا میدونن.تازه از خواب بیدار شده بودی از بغل بابایی اومدی بغل من که شیر میخواستی و خانومه اول قطره ریخت تووووی دهانت و بعد روی رووووون راستت واکسن زد ولی تا اومدم جیغ و داد تو رو آروم کنم واکسن بعدی رو زد که دردش بیشتر بود بمیرم برات کاش مرده بودم اون لحظه رو نمیدیدم..جیغها میکشیدی و گریه ها که دلم نمیاد و نمیخواد توضیح بدم..سعی کردم با شیر دادن آرومت کنم اومدم تووووی ماشین نشستم که بی حال شده بودی و تا خونه همون طوری بودی..الانم تب کردی یه ذره روووو پای منی یه ذره روووو پای مامان فرشته ای..
بمیره مادر برت ..دوستت دارم پارسا مامان ایشالا که تبت بالا نره و امشب خوب شی از فردا همون پارسای شاد من بشی..دیروز هفت سین خونمون رو چیدم پسملم تا ب امید خدا جون فردا بریم خونمون و پس فردا هم عیده..بابا پیمان هم چند روز تعطیله ...بوووووووس بمیرم برات..



چکاب ورود ب 3 ماهگی پسرم
